| مقالات فناوری اطلاعات |
اين وبلاگ در مورد فناوري اطلاعات و علوم مرتبط ميباشد
|
آرم وبلاگ
![]()
سلام دوست عزيز . من مرضيه دانشجوي مقطع كارشناسي فناوري اطلاعات هستم . اين وبلاگ در مورد فناوري اطلاعات و علوم مرتبط با اون هست .
به اميد اينكه مطالب مفيد واقع بشه . با ارائه نظرات سازنده ي خودتون من رو در هرچه پربارتر كردن اين وب ياري كنيد . متشكرم پیوندها
جستجوگر
طراح قالب
|
طراحي پروژه پروژه عبارت است از مجموعه كارهايي كه در قالب يك روش كوتاه مدت و تك موردي ، براي كسب هدف انجام ميشود . پروژهها از نظر فراگرد با هم تفاوت دارند ، زيرا از هم مجزا هستند و برخلاف فراگردهاي پيوسته مانند بازاريابي ، توليد و حسابداري ، زمان آغاز و پايان مشخصي دارند . وظيفهي اصلي يك مدير پروژه ، برنامهريزي صحيح و كنترل خرده سيستمهاي موجود در چرخهي مديريت پروژه است . مدير پروژه بايد يك طرح كلي بريزد كه در آن برنامه تفصيلي اجراي پروژه ، روش كنترل پيشرفت كار ، هزينه و زمان اجراي پروژه مشخص شود . تعيين اهداف كوتاه مدت پروژه ژس از تعريف كلي اهداف طراحي پروژه اين است كه در چرخهي ((طراحي ، برنامهريزي ، كنترل)) بايد هدف را با تفصيل بيشتري براي هر پروژهي بالقوه تعريف كرد . يك هدف كوتاه مدت نتيجهي نهايي است كه بايد از اجراي يك پروژه بدست آيد . مانند ادغام حسابداري و مالي در يك شركت بزرگ ، يا ايجاد يك سيستم اطلاعاتي با بازده فوري براي كنترل حجم وسيع مواد اوليه و كالاهاي ساخته شدهي شركت ، با توجه به اينكه ممكن است در انبار يا در راه رسيدن به انبار باشند . كاربردهاي فناوري اطلاعات در مديريت پروژه فناوري اطلاعات يك صنعت روبهرشد ، پويا و فرارشتهاي است از اين رو كاربري روبهرشد آن در رشتهها و شاخههاي مختلف علمي و اجرايي غير قابل اغماض است . با توجه به تغييرات مداوم و حركت روبه جلو دانش فناوري اطلاعات و ظهور پديدهها و امكانات جديد قابل استفاده در بخشهاي مختلف سازمانها ، مديران بايد از توانمندي لازم براي شناسايي تحولات جديد و نحوهي استفاده از آنها در جهت افزايش راندمان كاري سازمان آگاه باشند . همانطور كه اشاره شد فناوري اطلاعات يك دانش فرارشتهاي است و به همين خاطر مديران با هر تخصصي و در هر سازماني به هنگام پياده سازي و بهينه سازي فناوري اطلاعات نيازمند آگاهي پايهاي و دانش تخصصي نسبت به تحولات روز دنياي IT هستند . جنبهي تركيبي فناوري اطلاعات با ساير علوم همچون تبليغات ، بازاريابي ، مديريت و ... باعث ميشود تا براي انطباق و پياده سازي هرچه بهتر فناوري اطلاعات در يك بخش تخصصي مثل واحد بازاريابي و يا آموزش يك سازمان نيازمند مطالعه ، برنامهريزي و اجراي پروژههاي كوتاه مدت و بلند مدت باشيم . بنابراين مديران علاوه بر توانايي سطح بالاي علمي و اجرايي در زمينهي دانش تخصصي مرتبط با بخش يا سازمان خود و اطلاعات مناسب در زمينهي فناوري اطلاعات بايد از قدرت و توانايي مناسبي براي برنامهريزي و مديريت فرآيند پياده سازي و توسعهي فناوري اطلاعات برخوردار باشند . با اين ديدگاه مديران دقيقاٌ ميدانند كه چه چيزي را در چه مكاني ، در چه زماني و با چه كاربردي ميخواهند و از اين طريق در سرمايه و وقت سازمان صرفهجويي خواهند كرد . در اين تحقيق ضمن بررسي مفاهيم پايهي فناوري اطلاعات و مهارتهاي لازم براي پيشبرد اهداف سازماني به بررسي كاربردهاي فناوري اطلاعات در دانش مديريت پروژه ميپردازيم . واژگان كليدي : فناوري اطلاعات ، مديريت پروژه ، مهارتها ، كاربردها ، هوش مصنوعي ، شبكهي عصبي . براي دستيابي به هدف يك پروژه ، لازم است سازماني براي اجراي فعاليتهاي لازم تشكيل گردد . اين سازمان بايد داراي منابع و امكانات كافي و مناسب براي اجراي پروژه باشد . منابع و امكانات بصورت دادهها (وروديها) به سازمان وارد ميشوند . سياستها ، روشها و برنامههاي اجراي كارها نيز جزيي از دادههاي ورودي به سازمان ميباشند . امور مديريت و كنترل عبارت از كاربرد صحيح و مناسب منابع و امكانات براي اجراي فعاليتها به منظور دستيابي به اهداف پروژه ميباشد . اين منظور يا هدف نهايي عبارت از ستادههاي (خروجيهاي) سازمان بوده و شامل عواملي است كه سازمان براي آن تشكيل شده و فعاليتهاي لازم را با كاربرد وروديها به اجرا درآورده است . براي داشتن امكانات لازم جهت كنترل نحوهي پيشرفت كارها و مقايسهي بازده علمي سازمان با آنچه كه برنامهريزي شده و يا در چارچوب سياستها و خطمشيها تبيين شده است ، لازم است اطلاعات مناسبي از نحوهي پيشرفت كارها به مديريت بـرسد . اين اطلاعات ميتواند نشان دهندهي عواملي نظير تاريخهاي عملي اجراي مراحل مختلف كارها ، نيروي انساني و هزينهي صرف شده ، كيفيت كارهاي انجام شده ، و ساير آگاهيهايي كه ميتواند مديريت را در تصميمگيري براي اجراي مراحل بعدي پروژه ياري نمايد باشد . براي اينكه چنين اطلاعاتي بطور مرتب و به شكل مناسب به مديريت برسد ، تشكيل يك سيستم اطلاعاتي بازتابي بعنوان بخشي از سازمان پروژه امري ضروري و اجتناب ناپذير ميباشد . سيستم اطلاعاتي بازتابي ، با برقراري يك كانال ارتباطي بين ستادهها و مديريت ، بطور مستمر ، اطلاعات لازم را از ستادهها برداشت نموده و به مسئولين اجراي پروژه بازتاب ميدهد . مديريت پروژه ميتواند با تجزيه و تحليل اطلاعات بازتابي ، پيشرفت كارها و نحوهي كاربرد ، امكانات و منابع را كنترل نموده و در موارد لازم نسبت به ايجاد تغييراتي جهت تصحيح و بهسازي سياستها ، روشها و برنامهها اقدام نمايد و يا در خصوصيات منابع و امكانات تغييراتي بوجود آورد . در حال حاضر دانش فناوري اطلاعات بعنوان دانشي كه با كاربرد رايانهها و ابزارهاي الكترونيكي ، بر تسريع روند فرآيندهاي كار بيش از پيش تأثيرگذار بوده است ، در تمامي حوزههاي علوم جاي خود را باز نموده است . بخصوص در زمينههاي مهندسي و مديريت اين دانش توانسته است با ايجاد نرمافزارها و سختافزارهاي مختلف ، نقش عميقي را در تسريع فرآيند كـار داشته باشد . يكي از رشتههاي علوم كه در حال حاضر تأثير بسيار زيادي از فناوري اطلاعات پذيرفته است ، دانش مديريت پروژه ميباشد . در واقع تمامي فرآيندهاي مديريت پروژه كه شرح آن در ابتدا بيان شد در حال حاضر از طريق سيستمهاي پيشرفتهي نرمافزاري و سختافزاري دانش فناوري اطلاعات براي تسريع در فرآيند كار بهره برده است . مديران پروژه با بهره گيري از رايانههاي شخصي توانايي ارائه ، نقل و انتقال و تجزيه و تحليل دادهها را در زماني بسيار اندك پيدا نموده ، همچنين با استفاده از سيستمهاي پيشرفتهي هوش مصنوعي و شبكهي عصبي ، كار تصميمگيري براي مسائل مختلف را براي خويش آسان كردهاند . در حال حاضر كشورهاي توسعه يافته ، با بهرهگيري از فناوري اطلاعات بخصوص فناوريهاي هوش مصنوعي و شبكهي عصبي در صنايع نظامي خود بر سطح بازدارندگي خود در سطح جهاني بيافزايند و با بكارگيري اين فناوريها راه را براي نفوذ در تصميمگيريهاي كشورهاي مختلف باز نمايند . در اين تحقيق ضمن بررسي مفاهيم بنيادين فناوري اطلاعات و مهارتهاي لازم براي پيشبرد اهداف سازماني به بررسي كاركردهاي فناوري اطلاعات در دانش مديريت پروژه پرداخته و به بيان كاربردهاي نظامي هوش مصنوعي و شبكههاي عصبي و نقش آنها در تصميمگيري سريع و كم اشتباه فرماندهان نظامي در برخي كشورها اشاره ميكنيم . جايگاه فناوري اطلاعات در كشورهاي توسعه يافته بدون شك يكي از علل اصلي رشد دانش مديريت پروژه در كشورهاي توسعه يافته ، رشد كاربرد فناوري اطلاعات در اين كشورها ميباشد . پيش از آنكه وارد مبحث اصلي اين نوشتار شويم و به بيان مباني و مهارتهاي لازم و تكنولوژيهاي موجود در مديريت پروژه بپردازيم ، به بررسي وضعيت كشورهاي توسعه يافته در فناوري اطلاعات ميپردازيم . آمار و ارقام زير بيانگر سطح كاربرد فناوري اطلاعات در كشورهاي توسعه يافته ميباشد . جدولي كه در زير مشاهده ميكنيد براساس معيارهاي زير به رتبهبندي كشورهاي توسعه يافته در فناوري اطلاعات پرداخته است . اين رتبه بندي براساس شاخص آمادگي شبكه (NRI) انجام شده است كه NRI از جزئيات زير تشكيل شده است : 1. احاطهي فضايي يك كشور بر فناوري اطلاعات و ارتباطات 2. آمادگي خدمات به مشتركين توسط كشور 3. كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشورها جدول زير بيانگر وضعيت رتبهبندي كشورهاي توسعه يافته در رابطه با فناوري اطلاعات است:
مقدمهاي بر فناوري اطلاعات رشتهاي از دانش نوين است كه كانون اين فناوري اطلاعات (Information Technology) تحولات محسوب ميشود . در اين رشته نحوهي جمعآوري ، ثبت ، سازماندهي ، بازيابي ، نمايش و انتشار اطلاعات آموزش داده ميشود و در عين حال دانشآموختگان را براي ورود به عرصهي فعاليتهاي مبتني بر رايانه و به خدمت گرفتن اطلاعات در جهت منافع سازمانها آماده ميسازد . با توجه به ماهيت اطلاعات و علوم رايانهاي ، رشتهي فناوري اطلاعات رشتهاي بين رشتهاي است و آموزش آن نيازمند كسب مهارتهاي علمي و عملي در دانش نرمافزار و سختافزار رايانهاي ، دانش بازرگاني و مديريت و به ويژه زبانهاي خارجي است و برنامههاي درسي اين رشته نيز تركيبي از سه زمينهي مذكور است . بنابراين در اغلب كشورهاي در حال توسعه ، براي كسب مهارتهاي مورد نياز در اين زمينه از توانمنديها و تجارب مؤسسات آموزشي پيشرو استفاده ميشود . بهرهگيري از امكانات ناشي از توسعه سيستمهاي اطلاعاتي مبتني بر رايانه ، براي تسريع در عمليات اداري و عرضهي سريع و مقرون به صرفهي خدمات و محصولات توليدي سازمانها باعث شده است كه در كشورهاي توسعه يافته اين گونه سيستمها تقريباٌ در بيشتر رشتهها به كار گرفته شده و بيش از نيمي از نيروي كار شاغل در آنها را " كاركنان اطلاعاتي " تشكيل دهند . شواهد نشان ميدهد كه كشورهاي در حال توسعه نيز به اين سمت و سوي حركت ميكنند . مفاهيم فناوري اطلاعات 1. رايانه : وجوه اصلي يك رايانه با برنامههاي ذخيره شده شامل : · برنامه ( به معناي توالي مراحل گوناگون ) · فرآيند تفسير برنامه · حافظه ( به معناي انباري براي برنامه و دادهها كه مفاهيم مربوط به سلسله مراتب حافظه را در بر ميگيرد .) · سازمان كلي . تأكيد مناسب ، لزوماٌ بر يك عينيت مشخص الكترونيكي مثل يك رايانه (Computational) خاص نيست ، بلكه بر انديشهي يك كار رايانشي به معناي توالي مشخص مراحل مختلف ، تفسير جزمي راهنماييهاي مربوط به آن كار ، روند كنترل و فصل بندي آن راهنماييها و تمايز بين نام و ارزش و بعبارت ديگر ، بين ارزش اسمي و ارزش واقعي است . رايانهها با گرفتن درونداد مشخص ، همان كاري را كه به آنها گفته شده انجام ميدهند ، و اگر رايانهاي قابليت خاصي از خود نشان ميدهد ، بدان دليل است كه كسي دريافته است كه چگونه آن كار مورد نظر را به توالي مراحل ساده تقسيم كند و بعبارت ديگر چگونه آن كار را برنامهريزي كند .
(Information System) ويژگيهاي عمومي يك سيستم اطلاعاتي ، از قبيل اجزاي سختافزاري و نرمافزاري ، افراد و فرآيندها ، ميانجيها (Interface) ها (هم ميانجيهاي فناوري و هم ميانجيهاي انسان رايانه) ، پايگاه دادهها ، تراكنشها ، همخواني ، دسترس پذيري ، انبارش ماندگار ، آرشيو ، مستندات حسابرسي (Audit Trail) ، امنيت ، محرمانگي و شالودههاي فناورانهي آنها . اكثر دانشكاران ، با يك يا چند سيستم اطلاعاتي تعامل دارند و از ويژگيها و خصايص آنها آگاهند . درك ساختار انتزاعي چنين سيستمهايي ، دانشجويان را براي اشتغال آماده ميكند ، تحرك شغلي را تقويت ميكند ، كاركنان را قادر ميسازد كه با سرعت بيشتري با سيستمهاي جديد سازگار شوند و به آنان كمك ميكند كه از تسهيلات موجود در يك سيستم به نحو هرچه كاملتر استفاده كنند .
وجوه و ويژگيهاي اصلي شبكههاي اطلاعاتي شامل ساختار فيزيكي (پيامها ، بستهها) ، خطگرداني (Switching) ، ارسال (Routing) ، خطاب (Addressing) ، انباشتگي (Congestion) ، شبكههاي محلي (Lans Local Area) ، شبكههاي گسترده (Broadcast) ، اترنت (Ethernet) ، ميانجيها ، پروتكلهاي لايه بندي شده (Layer Protocols) ، استانداردها ، خدمات شبكهاي . رايانهها عموماٌ وقتي به همديگر و به اينترنت متصل ميشوند بسيار سودمندترند . هدف ، درك چگونگي اتصال رايانهها به همديگر و به اينترنت و چگونگي ارسال اطلاعات در بين رايانههاست .
مفهوم عمومي كد كردن اطلاعات به شكل دودويي (Binary Form) ، و شكلهاي مختلف كد كردن اطلاعات : اسكي ((ASCII)) ، صدا ، تصوير ، ويدئو ، فيلم رقومي . عناويني مثل دقت (Precision) ، تبديل (Conversion) ، واكنش پذيري متقابل (Interoperability) ، وضوح (Resolution) ، ظرافت (Fidelity) ، دگرگوني (Transformation) ، فشردگي (Compression) ، رمزنويسي (Encryption) و نيز استاندارد كردن نحوهي ارائه ، همگي به پشتيباني ارتباط مربوطاند . تأكيد مناسب بر اين انديشه است كه اطلاعاتي كه بوسيلهي رايانهها و ساماندهي ارتباطي پردازش ميشود ، به شكل بيت (Bit) يعني رقمهاي دودويي نمايش داده ميشود . اين گونه نمايش راه مشابهي در تمام رايانهها و سيستمهاي ارتباطي براي ذخيره و انتقال همهي اطلاعات است ، اطلاعات را بدون يك مأخذ قياسي (Analog) مادر و فقط با ساختن بيتها ميتوان توليد كرد و به همين ترتيب ميتوان براي خلق هرچيزي ، از " داستان اسباب بازي " گرفته تا پست الكترونيكي جعلي ، از آنها استفاده كرد . اطلاعات نمادين به شكل ماشين خوان (Machine Readable Form) بسيار كاوش پذيرتر از اطلاعات به شكل فيزيكي آن است .
مفاهيم عمومي سازماندهي اطلاعات ، شامل فرمها ، ساختار ، ردهبندي و نمايهسازي ، كاوش و بازيابي ، سنجش كيفيت اطلاعات ، تأليف و ارائه و استناد موتورهاي كاوش در متن ، تصوير ، ويدئو و صوت . اطلاعات موجـود در رايـانهها ، پايگاه دادهها ، كتابخانهها و جاهاي ديگر بايد ساختاردهي شوند تا دسترس پذير و سودمند گردند . نحوهي سازمانـدهي و نمـايهسازي دادهها بستگي فراواني به توصيف استفاده كنندگان از نحوهي جستجوي اطلاعات (و نيز نحوهي جستجوي اطلاعات بستگي فراواني به نحوهي سازماندهي و نمايهسازي دادهها) و ميزان روشني و وضوح آن توصيفات دارد . علاوه بر جايدهي و ساختاردهي اطلاعات ، توانايي قضاوت دربارهي اطلاعات ، توانايي قضاوت دربارهي كيفيت (دقت ، وثوق و ...) اطلاعات ، چه در ذخيره و چه در بازيابي آن نيز داراي اهميت است .
فنون و روش هاي عمومي نمايش پديدههاي واقعي مثل مدل رايانهاي ، نخست در شكلهاي مناسبي مثل سيستمهاي معادلات ، نمودارها و ربط ، و سپس در موارد خاصي مثل آرايهها (Arrays) يا سياههها و ناهمبستـهها (Discrete Time) ، وقايع گزينش تصادفي (Randomization) ، همگرايي (Convergence) و نيز كاربرد تجــريد براي چشمپوشي از جزئيات نامربوط . رايانهها را ميتوان واداشت كه با تجريد پديدههاي عالم واقع و دستكاري آن تجريدها ، با استفاده از دگرگونيهايي كه فرآيندهاي جهان واقع را تكرار يا مشابه سازي ميكنند ، تصادف يك ماشين مسابقه را شبيهسازي كنند ، به پيشبيني وضع هوا بپردازند ، يا شطرنج بازي كنند . يكي از اهداف درك بين واقعيت و نمايش آن واقعيت (از جمله نظرات مربوط به مشابه سازي ، اعتبار و محدوديتها) است . بعبارت ديگر ، همهي وجوه جهان واقع را نميتوان با يك برنامه مدل سازي كرد . مدل واقعيت نيست .
مفاهيم عمومي تفكر الگوريتمي ، شامل تجزيهي كاركردي ، چندبارگي (تكرار) ، سازمانهاي اصلي دادهها (ركورد ، آرايه ، سياهه) ، تعميم بخشيدن و پارامتري كردن (Parameterization) ، الگوريتم در برنامه ، طراحي بالا به پايين و پالايش . (توجه كنيد كه برخي از انواع الگوريتمي ، لزوماٌ مستلزم بكارگيري يا درك رياضيات پيچيده نيستند) . تفكر الگوريتمي ، كليد درك بسياري از وجوه فناوري اطلاعات است و بويژه براي فهميدن چگونگي و علت كار سيستمهاي فناوري اطلاعات ضروري است . براي رفع مشكل يا عيب زدايي در يك كاركرد ، عمليات يا سيستم فناوري اطلاعات ، داشتن چشم اندازي از آنچه كه رفتار مناسب به شمار ميآيد ، و شيوههاي احتمالي عدم تحقق چنين رفتارهايي ضروري است . به علاوه تفكر الگوريتمي كليد كاربرد فناوري اطلاعات در ديگر وضعيتهاي خاص است .
خاصيت عام رايانهها يكي از رخداد (Fact) هاي بنيادين فناوري اطلاعات است كه به وسيلهي پيشاهنگان رايانش ، يعني ((اي،ام،تورينگ)) و ((آلونزو چرچ)) و پيش از اينكه رايانههاي كنوني عملاٌ خلق شوند كشف شد . خاصيت عام كه از نظريه پردازي رسمي محروم مانده و در قالب غيررسمي بيان شده ، ميگويد كه هر كار رايانشي را ميتوان با هر رايانهاي انجام داد . اين بيان متضمن مضامين چندي است : · هيچ كار رايانشي آنقدر پيچيده نيست كه نتوان آن را به فرمانهاي مناسب براي معمولترين رايانهها تجزيه كرد . · مجموعه فرمانهاي موجود در يك رايانه از نظر قدرت بخشيدن به آن رايانه اساساٌ بياهميتاند ، زيرا هر نوع فرمان موجود را ميتوان با استفاده از فرمانهايي كه آن دستگاه در خود دارد ، برنامهنويسي كرد . · تفاوت رايانهها در سرعت حل يك مسأله است ، نه در اينكه ميتوانند مسأله را حل كنند يا نه . · برنامهها كه اجزاي تبعيت كننده از فرمانها را به منظور تحقق يك كار رايانشي هدايت ميكنند نقش كليدي دارند . خاصيت عام وجه تمايز رايانهها از انواع ديگر ماشينها است . مهارتهاي فناوري اطلاعات مهارتهايي مثل مديريت يك رايانهي شخصي ، استفاده از واژه پرداز ، مرورگرهاي شبكه ، پست و نرمافزارهاي صفحهگسترده ، يا سردرآوردن از نحوهي كار سيستمعامل ، از جمله چيزهايي هستند كه معمولاٌ با عنوان " سواد رايانهاي " به آنها اشاره ميشود . از آنجا كه مهارتهاي فناوري اطلاعات بستگي نزديكي به كاربردهاي امروز دارند ، ميتوان انتظار داشت كه مجموعه مهارتهاي لازم ، تقريباٌ با همان سرعتي كه فناوري تجاري اطلاعاتي تغيير مييابد – يعني خيلي سريع – تغيير كند . (مثلاٌ توجه كنيد كه در فهرست مهارتهاي پنج سال پيش از وب و اينترنت ذكري به ميان نيامده بود) . تغيير در علايق و نيازهاي خاص هر فرد ، تأثير مهمي نيز در مهارتهايي كه مورد نيازند (يا مهارتهايي كه به آنها نياز خواهد بود) دارند . افرادي كه از فناوري اطلاعات استفاده ميكنند بايد در يك زمان طولاني بطور منظم به ارزيابي مهارتهاي خود بپردازند و تعيين كنند كه براي موفقيت در امور شغلي يا شخصي خود به چه مهارتهاي جديدي نياز دارند . تبحر در فناوري اطلاعات مستلزم كسب مستمر مهارتهاي جديد و انطباق دادن مجموعه مهارتها با محيط متغير ميباشد . فهرست مهارتهاي زير براي فناوريهاي امروز مناسبند . در اين فهرست تأكيد بر چيزهايي است كه فرد بايد بداند تا يك رايانهي شخصي بخرد ، آن را تنظيم و راهاندازي كند ، از نرمافزارهاي اساسي كه با آن است استفاده كند ، براي خدمات اينترنت ثبت اشتراك كند و از آن استفاده كند .
كاربردهاي عمومي فناوري اطلاعات فناوري اطلاعات درحال شكل دادن مجدد به ارتباطات درون سازمان است . براي مثال فناوري اطلاعات بطور چشمگيري توانايي نيروي مديريت در نظارت بر عملكرد سازماني را بهبود بخشيده است و به كاركنان اين اجازه را ميدهد كه اطلاعات كاملتري براي تصميمگيري سريع در اختيار داشته باشند . ولي اگر بخواهيم دو پيشرفت بسيار مهم در فناوري اطلاعات از نظر تأثير آن بر ارتباطات درون سازمان را مشخص كنيم ، اين دو پيشرفت ، ديجيتالي شدن و پديدهي بيسيم ميباشند . يكي از مهمترين شاخصههاي شناخت فناوري اطلاعات توسط مديران استفاده يا ايجاد سيستمهاي كارآمد در ساختار سازمان ميباشد . با توجه به اينكه هريك از ابزارهاي فناوري اطلاعات مبتني بر سيستمهاي مديريتي ميباشند ميتوانند در بهبود و يا ايجاد نقص در شيوهي مديريت و ارتباط با مخاطبان سازمان مؤثر باشند ، بنابراين بجاست كه در سيستمهاي مذكور : الف ) عملكرد سيستم براي مخاطبان روشن باشد . ب ) استفادهي كاربران تسريع و تسهيل شود . ج ) از انعطاف پذيري بالايي در قبال تحولات تكنولوژيك و يا ساختاري برخوردار باشد . با اين توضيح ميتوان گفت به واقع مديري موفق خواهد بود كه فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي را منطبق بر نيازهاي سازمان خود طراحي و يا انتخاب كند . در اين صورت در هنگام ارائهي خدمات سازمان خود به مخاطبان و مشتريان قادر خواهد بود نيازهاي مشتريان را نيز در تدارك سيستمها لحاظ كند . براي مثال استفاده از دستگاههاي خودپرداز بانكي اين نياز را ميطلبد كه آموزش و فرهنگسازي لازم براي اشاعهي اطلاعات در مورد استفاده از كارتهاي اعتباري گسترش يابد . در استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات به مديران توصيه ميشود كه انتخابگر باشند و با مطالعهي فراگير دربارهي همهي ابزارهاي موجود اين فناوري آن دستهاي را مورد گزينش و استفاده قرار دهند كه سبب ايجاد تسهيلات بيشتري در امور اجرايي ميشود . براي معرفي نمونهاي از اين سيستمها ميتوان به سيستمهاي تجارت الكترونيك براي خريد و فروشهاي اينترنتي و شبكههاي محلي و سايتهاي اختصاصي داخلي (اينترنت و LAN) اشاره كرد . بنابراين براي مديريت اطلاعات درون سازماني در ابتدا بايد حوزههاي اصلي كار را تعيين كرد و به نيازسنجي هريك از اجزاي سازمان پرداخت تا بهترين تكنولوژي موجود براساس نيازها و ظرفيتها تأمين شود . شبكهها بعنوان شاهرگهاي تجارت نوين و ابزار اساسي استفاده اشتراكي از اطلاعات و ارتباطات درون سازماني و برون سازمانياند . انتخاب سيستمهاي شبكهاي نيز با توجه به تعداد كاربران و امكان دسترسي سريع آنها به بانكهاي اطلاعاتي صورت ميگيرد . تصميمها و كارهايي كه بايستي در انتخاب و راهاندازي شبكههاي درون سازماني توسط مدير انجام شود در مورد تعداد كاربراني است كه بايد با شبكه مرتبط باشند كه در اين صورت سطح گسترش شبكه برحسب تعداد كاربران تغيير ميكند . در بعد نرمافزاري يك مدير بايد از برنامههاي نرمافزاري مختلف اطلاعات كافي داشته باشد و بتواند برخي از آنها را در اجراي كارهاي خود مورد استفاده قرار دهد . اين قابليت مدير را در انتخاب برنامههاي نرمافزاري مورد نياز سازمان بسيار كمك خواهد كرد . انتخاب سيستم عاملهايي چون بخشهاي حسابداري ، اداري ، دبيرخانه ، طراحي و ... امري است كه با دانش و تجربهي توأم ميتواند تأثير مثبت خود بگذارد . نوع نرمافزارهايي كه يك مدير در فعاليتهاي سازمان خود استفاده ميكند بستگي به ماهيت سازمان دارد اما امروزه اغلب مديران رويكرد مثبتي به نرمافزارهاي اداري توليد شده توسط شركت مايكروسافت دارند . در اين بين بستهي نرمافزاري MS Office با امكانات گستردهاي چون واژهپرداز رايانهاي Word ، استفاده از صفحات گسترده براي محاسبات با Excel و استفاده از پايگاههاي ذخيرهسازي اطلاعات با Access ، مديريت پروژههاي سازماني با MS Project كه در اختيار كاربران قرار ميدهد ، جايگاه مناسب خود را در امور اجرايي اكثر سازمانها پيدا كرده است كه در اين نوشتار به تفصيل دربارهي مزيتهاي كاربرد MS Project در طراحي و مديريت كنترل پروژهها بحث خواهد شد . در بعد سختافزاري مديريت سازمان ميتواند مهمترين و مؤثرترين نقش را در توسعهي توانمنديهاي سازمان در بستر فناوري اطلاعات فراهم كند . مدير سازمان بايستي با توجه به نيازها و بدون درنظر گرفتن تجملات بهترين و كارآمدترين ابزارهاي سختافزاري مورد نياز در سازمان به علاوه نيازسنجي حال حاضر بايد در برابر هزينهاي كه متحمل ميشود نيازهاي آتي را نيز در نظر قرار دهد . يكي از بهترين راهها در انتخاب ابزار مشاوره با كاربران سازمان ميباشد . بسته به اينكه چه كساني ، درچه زماني و چه مكاني و براي چه كاري از اين ابزارها استفاده ميكنند ، نوع ، كميّت و كيفيت ابزارها قابل تغيير خواهد بود . كاربرد نرمافزاري فناوري اطلاعات در مديريت پروژه پروژه عبارت است از مجموعه كارهايي كه در قالب يك روش كوتاه مدت تك موردي ، براي كسب هدف انجام ميشود . پروژهها از نظر فراگرد باهم تفاوت دارند ، زيرا از هم مجزا هستند و برخلاف فراگردهاي پيوسته ، مانند بازاريابي ، توليد و حسابداري ، زمان آغاز و پايان مشخصي دارند . وظيفهي اصلي يك مدير پروژه برنامهريزي صحيح و كنترل خرده سيستمهاي موجود در چرخهي مديريت پروژه است . مدير پروژه بايد يك طرح كلي بريزد كه در آن برنامهي تفصيلي اجراي پروژه ، روش كنترل پيشرفت كار ، هزينه و زمان اجراي پروژه مشخص شود . همانطور كه بيان كرديم يكي از كاربرديترين نرمافزارهاي موجود در مديريت پروژه MS Project ميباشد كه داراي تمامي ابزارهاي لازم براي مديريت و كنترل پروژه است . در زير مهمترين كاربردهاي اين نرمافزار را بيان مينماييم . ترسيم شبكهي بحراني شبكهي روش مسير بحراني ابزاري ترسيمي است كه توالي كارها ، فعاليتهاي همزمان و زمان لازم براي اجراي يك پروژه را نشان ميدهد . مسير بحراني عبارت از توالي فعاليتهايي است كه مجموعاٌ در مقايسه با ساير مسيرها ، بيشترين زمان را ميطلبند ، بطوري كه كاهش مدت زمان اجراي پروژه ، به كاهش مدت زمان انجام هر مرحله از كار در مسير بحراني بستگي دارد . اين شبكه در موارد زير قابل استفاده است :
استفاده از اين روش با بهبود فعاليتهاي برنامهريزي ، هدايت ، هماهنگي و كنترل ، به تحقق اهداف مديريت پروژه كمك ميكند . با بكارگيري نرمافزار مذكور و با مشخص كردن زمان تمامي فعاليتهاي هر پروژه كه بخش اصلي هر پروژه را تشكيل ميدهد از طريق مسير بحراني انجام ميشوند . نمودار ميلهاي گانت نمودار ميلهاي گانت نيز مانند شبكهي روش مسير بحراني ، ابزاري ترسيمي براي برنامهريزي ، هدايت و هماهنگي محسوب ميشود . در نمودار ميلهاي ، مدت زمان در نظر گرفته شده براي انجام هر فعاليت را با يك ميلهي افقي نشان ميدهند و به اين ترتيب زمان دقيق شروع و پايان هر فعاليت را مشخص ميكنند . ستونهاي در نظر گرفته شده ، تاريخ اتمام هر مرحله از پروژه را نشان ميدهند و فعاليتها و كارهاي جزيي ، واضحتر از شبكهي روش مسير بحراني نشان داده ميشوند . در اين نمودار ميتوان ستوني را براي ذكر نام مسئولان انجام هر فعاليت در نظر گرفت . وجود اين تسهيلات اضافي ، نمودار ميلهاي را به ويژه براي تخصيص منابع انساني و كنترل برنامهي زمانبندي ، كاراكتر ميسازد . اين نمودار نيز بطور پيشفرض در كنار فهرست فعاليتهاي قابل انجام در پروژه ، در نرمافزار قرار گرفته است كه قابليت نمايش مدت زمان هر فعاليت و در صورت پيشرفت كار ، نمايش پيشرفت انجام شده را دارد . تخصيص منابع به فعاليتها نيروي انساني ، تجهيزات و ماشينآلات ، بودجه ، مصالح ، فضاي قابل دسترسي و بسياري از عوامل و امكانات مشابه كه در امر اجراي يك پروژه لازم ميباشد ، منابع ناميده ميشوند . تخصيص منابع به فعاليتها نيز از كاربردهاي ديگر نرمافزار MS Project ميباشد كه بطور جداگانه هريك از منابع تجهيزاتي و انساني را با توجه به هزينهي هريك از منابع به فعاليتهاي مربوطه تخصيص داده و قابليت بكارگيري منابع در زمانهاي تعيين شده را دارا ميباشد . تحليلي بر بستهي نرمافزاري MS Project نرمافزار Microsoft Project كه يكي از محصولات شركت مايكروسافت ميباشد ، مجموعهاي غني از ويژگيها و ابزارهايي است كه جهت افزايش توانايي كاربران در امور زمانبندي ، مديريت تيمي ، برنامهريزي منابع ، پيگيري پيشرفت و گزارش وضعيت پروژهها فراهم آمده است . پس از نسخهي 2002 اين نرمافزار ، شركت مايكروسافت نيروي زيادي را جهت جمعآوري و سازماندهي نيازهاي مخاطبان خود از جمله مديران پروژه ، متخصصان مديريت پروژه ، كاربران نرمافزار و ... صرف نموده است كه نتيجهي اين تلاشها در نسخهي 2003 آن تجلي يافته است و قابليتهاي زيادي را به نسخهي قبلي آن افزوده است . خانوادهي محصولات MS Project كه اكنون توسعه يافته است شامل قسمتهاي زير ميباشد : ü Microsoft Project Standard : مجموعهاي از ابزارهاي مديريت ، برنامهريزي و كنترل پروژه را شامل ميشود . اين نسخه از نرمافزار براي كاربراني كه بصورت منفرد و بر روي كامپيوتر شخصي از نرمافزار استفاده ميكنند توصيه ميشود .
ü Professional Microsoft Project 2003 : اين نسخه از نرمافزار براي رفع نيازهاي سازمانهايي كه از Enterprise Project Management بهره ميگيرند طراحي شده است و علاوه بر تمامي قابليتهاي موجود در نسخهي Standard ، امكان همراه شدن با نسخهي Server و استفاده از قابليتهاي تيمي آن را نيز دارد . ü Project Server 2003 Microsoft : اين محصول مايكروسافت بعنوان سرويسگر مديريت تيمي و Enterprise Project Management عمل مينمايد . اين نرمافزار داراي ويژگيهايي همچون : امنيت اطلاعات ، بكارگيري سرويسهاي تيمي Microsoft Sharepoit جهت سازماندهي ، ذخيرهسازي و پيگيري اطلاعات پـروژه از جـمله مستندات ، نتايج ، گزارشات و ... بصورت متمركز و ... ميباشد . Microsoft Project Server Client Acces License (CAL) : مجوز (ليسانس) دسترسي يك كاربر به سرويسهاي MSP Server از طريق واسط تحت وب به نام MS Project Web Access ميباشد و بدين ترتيب كاربر ميتواند اطلاعات MSP Server را ملاحظه و بهروز نمايد . اين اطلاعات شامل Time Sheet ها ، نتايج پيگيري و مستندات ذخيره شده است . رويكردهاي مديريت پروژه در MSP مجموعه نرم افزارهاي MSP 2003 در كنار يكديگر دو رويكرد در مديريت پروژه را پشتيباني ميكنند : رويكرد اول : MS Project Standard : Project Management بعنوان برنامهاي تك كاربره شامل قابليتهايي جهت پشتيباني اصول مديريت پروژه ازجمله زمانبندي فعاليتها ، مديريت منابع ، پيگيري پيشرفت و گزارشگيري پروژه ميباشد . رويكرد دوم : Management Enterprise Project : با بكارگيري سه نسخهي Professional ، Server و MSP Server CAL در كنار يكديگر سازمان ميتواند به مديريت و تجزيه و تحليل اطلاعات پروژه بپردازد ، به تبادل اطلاعات بين افراد و مسئولين مختلف بپردازد ، از سازگاري دادههاي ورودي و گزارشات اطمينان حاصل نمايد و به سادگي از طريق استخر منبع مركزي شركت به مديريت منابع بپردازد . قابليتهاي مربوط به برنامهريزي و كنترل پروژه در خانوادهي MS Project 2003
كاربرد سختافزاري فناوري اطلاعات در مديريت پروژهي نظامي يكي از مهمترين فعاليتها در امر مديريت پروژه تصميمگيري است . تصميمگيري در مباحثي مانند برنامهريزي ، انتخاب اهداف و طراحي برنامه ، قبول كل برنامه و ابلاغ آن جهت اجرا ، ترسيم سازماني مناسب و پيگيري و كنترل بعنوان يكي از مهمترين فعاليتهاي مديران مطرح است . تصميمگيري در مديريت داراي اهميت بسياري است ، به نحوي كه تصميمگيري از مهمترين علل شكست يا موفقيت يك مدير به شمار ميرود . در اين بين فناوري اطلاعات به مقدار زيادي به مديران در تصميمگيري كمك ميكند . مثالهايي از اين قبيل عبارتند از هوشمصنوعي و شبكههاي عصبي . هوش مصنوعي از برنامههاي نرمافزاري براي ثبت تجارب كارشناس انساني استفاده ميكند و سپس اين اجازه را ميدهد كه مانند يك كارشناس مشكلات داراي ساختارهاي بد را تجزيه و تحليل كند . اساس كار هوش مصنوعي اين است كه :
اين سيستمها با طرح سؤالاتي دربارهي وضعيت موجود و نتيجهگيري براساس پاسخها ، كاربر را در حل مشكلات ياري ميكنند . نتايج حاصل براساس قوانين برنامهريزي شدهاي است كه از روي فرآيندهاي استدلال واقعي كارشناسان قبلاٌ با مشكلات مشابهي روبرو بودهاند الگو برداري شده است . اين سيستمها به كاركنان و مديران سطح پايينتر اين اجازه را ميدهند كه تصميماتي با كيفيت بالا اتخاذ كنند ، تصميماتي كه قبلاٌ توسط مديران ارشد اتخاذ ميشد . سيستمهاي كارشناس در سطح بسيار وسيعي به كار ميروند . از مهمترين كاربردهاي اين سيستمها ميتوان به استفاده از آنها در امور نظـامي اشاره كرد . هوش مصنوعي عموماٌ بعنوان زيرشاخهاي از كامپيوتر محسوب شــده و ارتبـاط تنگاتنــگي بــا عصـب شناسي ، علوم شناختي ، روانشناسي شناختي ، منطق رياضي و مهندسي دارد . هوش مصنوعي شاخهاي از علوم مهندسي كامپيوتر است كه روي ايجاد رفتار شبيه انسان متمركز شده است . هوش مصنوعي شامل موارد زير است : · نظريهي بازيها : برنامه نويسي كامپيوترها براي بازي كردن در بازيهايي چون شطرنج و ... . · سيستمهاي خبره : برنامه نويسي كامپيوترها براي تصميمگيري در موارد زندگي واقعي (مثل سيستمهاي خبرهاي كه به پزشكان در تصميمگيري كمك ميكنند) . · زبان طبيعي : برنامه نويسي كامپيوترها براي فهم و درك زبان طبيعي و استفاده از آن . · شبكههاي عصبي : سيستمهايي كه سعي در ايجاد رفتار شبيه آسان با تقليد از ساختار مغز حيوانات دارند . · رباتيك : برنامه نويسي براي عكسالعمل نسبت به اطلاعات سنسوري به طور مناسب. هوش مصنوعي در ارتش امريكا عبارت است از ايجاد ظرفيت براي انجام وظايفي كه عموماٌ بعنوان ويژگيهاي انسان شناخته ميشود . در كامپيوتر اين ظرفيتها شامل : استدلال ، اكتشاف مفهوم ، تعميم ، يادگيري و ... ميباشد .
" اسكات وين شيپ " مدير پروژهي جنگندههاي روباتيك در شركت " نورثروپ گرومن " نيز معتقد است كه گشتزني چندين ساعته در قلمرو دشمن و انهدام اهداف متحرك مختلف از جمله پايگاههاي پرتاب موشك ، تانكها و ... ، توانايي ارزشمندي است كه براي بدست آوردن آن نبايد لحظهاي تعلل كرد . هماكنون يكي از اهداف مديران پروژهي پرندههاي روباتيك طراحي نرمافزاري است كه به گروهي از اين جنگندههاي روباتيك اجازه دهد تا هوشمندانه و با داشتن حق انتخاب به هر تهديدي واكنش نشان داده و به اهداف مختلف حمله كنند . شبكههاي عصبي شبكههاي عصبي گامي فراتر از هوش مصنوعي هستند . شبكههاي عصبي از نرمافزارهاي رايانهاي براي تقليد از ساختار سلولهاي مغزي و ارتباط بين آنها استفاده ميكنند . براي مثال مردم قادر به همگون سازي بيش از دو يا سه متغير در آن واحد نيستند ولي شبكههاي عصبي ميتوانند ارتباط بين صدها متغير را درك كنند . در نتيجه آنها ميتوانند عمليات بسيار زيادي را به طور همزمان انجام دهند و از طريق تجربه به يادگيري بپردازند . كاربرد شبكههاي عصبي در ارتش آمريكا شبكههاي عصبي از چند جهت پيشرفته هستند . اين فناوريها بخصوص در كاربرد نظامي آنها براي برنامهريزان ، هنگامي كه ميخواهند شبكهي سنسورهاي هوشمند را به يك وب ارزان متصل كنند تا به صورت يك ردياب همه جانبه تبديل شوند ، بسيار اهميت دارند . بيشتر فعاليتهاي در حال انجام در زمينهي گسترش شبكههاي عصبي توسط تني چند از برنامهريزان آژانس پروژههاي تحقيقات پيشرفتهي آمريكا (DARPA) انجام ميشود كه سرمايهگذاري اين مؤسسه بيشتر در زمينهي شبكههاي عصبي ميباشد . در اين مؤسسه با پيگيري در صنعت و جمعآوري پروپوزالهاي دانشگاهي براي ابداع روشي جديد در توسعهي آرايش سنسورهاي بزرگ بر پايهي تكنولوژي فعاليت شده است . يكي از مستندات بيانگر اين بوده است كه آرايش سنسورهاي بزرگ و مجتمعهاي به هم مرتبط و به هم متصل نيازمند ايدههاي جديد رياضي ميباشد . در دومين درخواست بر روي روشهاي حساس چند بعدي (Multidimensional) و چند كيفيتي (Multimodal) تأكيد شده است . هر دو لازم دانستهاند كه يك سيستم عصبي سراسري ، از آرايش شبكههاي حساس كه پوشش دهندهي هر چيزي از آنچه كه در دست جا ميگيرد تا حسگرهاي شيميايي ، ساخته شود . برنامهي حسگر وب دارپا پيگيري شد تا از تكنولوژي شبكهي عصبي براي گسترش آرايشهاي بزرگ از حسگرهاي كوچك كه تنها 300 دلار هزينه داشت و حتي قابليت نصب بر روي يك چراغ راهنمايي را داشت استفاده شود . با پيگيري اين برنامه و با استفاده از سيستمهاي ميكروالكترومكانيكي از اين روشها براي توليد ((گردوغبار هوشمند)) كه حسگرهاي ريزي در باد آزاد ميكند استفاده شد . در واقع با اين رويكرد روشهاي سنتي با هزينههاي سرسامآور و حجيم كنار گذاشته شد و بستههاي بزرگ ايستاده جاي خود را به حسگرهاي كوچك داد و در حال حاضر آمادهي بكارگيري در ميدانهاي جنگ ميباشد . براي مثال در اواسط دههي 90 مؤسسهي تحقيقات نوال از بخش هيپوكمپوس مغز خرگوش براي شنيدن صداي بردار ثابت هليكوپترها استفاده نمود . اين تحقيق ثابت كرد كه استفاده از سيستم شبكهي عصبي توسط متخصصين مكانيك در كشف پتانسيلهاي خرابيهاي فاجعهانگيز در هليكوپترهاي نظامي مؤثر ميباشد و بدين ترتيب اين فناوري توسط ارتش آمريكا مورد استفاده قرار گرفت و گسترش يافت . همچنين دانشمندان آمريكايي دانشگاه جرج واشنگتون بيان كردهاند كه يكي از كاربردهاي شبكههاي عصبي در بهبود كيفيت الگوريتمهاي بدست آمده از عكسهاي ماهوارهاي ميباشد كه به صورت مرحله به مرحله توسط گروهي از دانشمندان در اين فرآيند استفاده ميشود . نتيجه گيري رشد و توسعهي فناوري اطلاعات در كشورهاي توسعه يافته نه تنها موجب بهبود كيفيت زندگي در اين كشورها شده است ، بلكه با بكارگيري فناوري اطلاعات ضمن حداكثر كردن بهرهوري منابع از طريق فنون و نرمافزارهاي مديريت پروژه سود حاصل از فعاليتهاي مختلف را حداكثر نموده و در جنبههاي مختلف مورد استفاده قرار ميدهند . اين كشورها از طريق بكارگيري نرمافزارهاي مديريت پروژه مسير حركت خود را براي اتمام پروژههاي توليدي و قابليتهاي انعطاف در بكارگيري منابع را شناخته و زمان و منابع لازم براي اتمام پروژههاي توليدي و عمراني را حداقل مينمايند . همچنين اين كشورها با بكارگيري سختافزارهاي فناوري اطلاعات مانند هوش مصنوعي و شبكهي عصبي اطلاعات و نيز استفاده از ابزارهاي جاسوسي بر نيروي نظامي خويش افزوده و سلطهي نظامي خويش را بيش از پيش تثبيت مينمايند . كشور ما نيز كه كشوري در حال توسعه ميباشد ، براي دستيابي به موقعيتهاي برتر تصميمگيري و بازدارندگي در سطح بينالمللي و تقويت امنيت داخلي ، ضمن بكارگيري نرمافزاري فناوري اطلاعات براي تقويت و كاهش اتلاف منابع در مديريت پروژهها نيازمند توسعهي بيش از پيش فناوري اطلاعات جهت بكارگيري هوش مصنوعي و شبكههاي عصبي در نيروهاي نظامي ميباشد . كه البته تحقيقات علمي و پژوهشي از مهمترين اولويتهاي لازم براي تحقق اين هدف است . 1. منابع و مآخذ : 2. Economic Fourm www.weforum.org/en/initiatives/gcp/Global%20%Information%20Technology% 4. Technology national research Council , 1990 . Information and the transformation of undergraduate education , national academy. 5. دريافت از سايت About به نقل از پژوهشكدهي IBM . 6. مديريت و كنترل پروژه ، دكتر علي حاج شير محمدي ، انتشارات جهاد دانشگاهي ، واحد صنعتي اصفهان ، چاپ چهارم 1380 . 7. تجزيه و تحليل طراحي سيستم ، دكتر علي رضاييان ، سازمان مطالعات و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها ، چاپ هشتم ، تهران ، 1384 . 8. فناوري اطلاعات و ارتباطات نياز امروز مديران فردا ، سيد مهدي ميركني ، مجموعه مقالات همايش نقش اينترنت در توسعهي فرهنگ اسلامي . 9. ماهنامهي جنگافزار ، سال سوم ، شمارهي 28 10. روزنامهي شرق ، سال چهارم ، شمارهي 854 11. مباني مديريت ، استيفن پي رابينز ، ترجمهي دكتر سيد محمد اعرابي ، تهران ، دفتر پژوهشهاي فرهنگي ، 1379 |
منوي اصلی
آرشیو
آمار وبلاگ
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر: امکانات اضافي
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
© All Rights Reserved by mrz-it2.Blogfa.com ©